رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

17

در آستانه قرآن ( فارسى )

--> قرآن در آغاز وحى و در صدر اسلام تكيه بر حفظ داشت . يعنى قرآن را آيه به آيه و سوره به سوره ، چنان كه از معلم مىآموختند حفظ مىكردند . هر معلمى از معلم پيش از خود آموزشى ديده بود و قراءتى را آموخته بود و آن قراءت را آن چنان كه آموخته بود بدون تغييرى در زبر و زير كلمه‌اى به نسل بعدى به طور شفاهى مىآموخت و اين آموزش ، نسل اندر نسل ادامه مى - يافت . كتابتى هم كه بود تنها مؤيد اين حفظ بود و بس . خط تنها يار و ياور حافظه شمرده مىشد ، نه بيشتر . تكيه تنها بر حافظه بود و احتياجى به كتابت نداشتند . چنان كه هنوز هم پس از گذشت قريب پانزده قرن ، مردمى كه به كار آموزش قرآن اهتمام بيشترى مىورزند ، قرآن را نزد معلم از طريق آموزش شفاهى مىآموزند . به قول دوست دانشمندم آقاى واعظ زاده در كشورهاى عربى هنوز هم شيوخ قراءت قرآن سلسله سند خود را حفظ كرده‌اند . يعنى معلم قرآن وقتى درس مىدهد ، اول بازگو مىكند كه پيش چه كسى تعليم قرآن گرفته و آن معلم از چه شخصى آموخته ، همين طور اين سلسله را تا آنجا ادامه مىدهد تا به يكى از قاريان معتبر علم قراءت قرآن برسد . حالا در قرن بيستم ، پس از پانزده قرن رواج قرآن و با وجود ميليونها نسخه‌هاى چاپى قرآن و ميليونها نفوس زندهء مسلمان ، باز هم تكيه بر حافظه است و نقل شفاهى قرآن . اين خصيصهء آموزش قرآن است و الا خط قراردادى است و به كيفيتى هم كه نوشته مىشود صورت ملفوظ كلمه را نمىرساند . شاهد زندهء مثال ما زبانهاى رايج كنونى و رايج‌تر از همه زبان انگليسى است كه بهيچوجه صورت ملفوظ و مكتوب با هم سازگارى ندارند . بارى ، اين حقيقت است كه قرآن را شفاهى مىآموختند و خط هم ناقص بود . اما اين بهيچوجه ايرادى نيست و خللى در حفظ و نگهدارى آيات به همان صورت اوليه ، وارد نكرده است . آموزش شفاهى و حافظه قوى و ايمان محكم مردم ، سد سديد و دژ محكم نگهبانى و حفظ قراءت درست قرآن بوده است . خط با همهء نقص و كوتاهى كه داشته فقط يار و ياور حافظه بوده است و بس . گذشته از آن ، رواج وسيع و سريع آيات الهى ، هم در زمان پيامبر اكرم ، مانع هر لغزشى مىشد . همان گاه كه آيات نازل مىشد و از همان زمان اوايل نزول ، بلافاصله آيات منتشر مىگرديد و دهان به دهان و سينه به سينه نقل مىشد . آيات الهى پس از نزول بلافاصله بر سر زبانها بود و رواج يافته بود . حفظ آيات قرآنى انحصارى هم به مسلمانها نداشت . كفار و معاندان نيز آن را فرامىگرفتند . چه بسيار فراوان مىبينم كه كفار در اعتراض به پيامبر ( ص ) عين آيات را نقل مىكنند . طبيعى است وقتى تلاش براى رد پيامبر ( ص ) دارند ، ناچارند كه بدانند پيامبر به چه چيز دعوت مىكند و چه پيامى دارد . عده‌اى هم بودند كه پيش از اسلام آوردن آيات قرآن را حفظ بودند و بر اثر آن ايمان آوردند . نمونه‌اى از آن عثمان بن